close
چت روم

جذاب


درباره سايت درباره سايت
عکس _ترول_ بازي و نرم افزار موبايل _ كلیپ _ sms _ آموزش _ مطالب زیبا و خواندنی

موضوعات موضوعات

اس ام اس

اس ام اس ضد حال

اس ام اس فلسفي

اس ام اس عاشقانه

اس ام اس مناسبتيي

اس ام اس مذهبي

پ ن پ

گالري عكس

طنز

عاشقانه

ترول

كاريكاتور

سوتي

فتوكاتور

شخصيت ها

ساير

بازيگران

بازي اندرويد

اتومبیل رانی

استراتژیک

اکشن

فکري

نرم افزار اندرويد

لانچر

مرورگر

ساير

كليپ

خنده دار و طنز

ديدني و جذاب

مطالب خواندني

جك و طنز

داستان

داستان طنز

بدانيد !

اجتماعي

پزشكي

شعر

شعر طنز

جذاب

موبايل

اخبار

اخبار تكنولوژي

اخبار علمي

ساير اخبار

اخبار سياست

اخبار جذاب

اخبار سينما

جملات بزرگان

جملات زيبا

جملات ديگر بزرگان

خانواده

خواستگاری و ازدواج

آیین همسر داری

روانشناسی

مذهبی

روایات و احادیث

امر به معروف و نهی از منکر

حجاب دختران

دوستی پسر و دختر


آرشيو آرشيو

مرداد 1396

خرداد 1396

اسفند 1395

دی 1395

مهر 1395

دی 1394

اسفند 1392

بهمن 1392

دی 1392

آذر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

خرداد 1392

ارديبهشت 1392


جستجوگر پيشرفته سايت




?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


جمله های بسیار جالب مشاهیر درباره زنان و مردان...



- زنهایی که به دنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیار کوچکی دارند " تیموتی لیری"
 
- زن بدون مرد مثل یک ماهی بدون دوچرخه است! "گلوریا استاینم"

- شما همیشه می‌توانید برای سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگیر کنید. فقط کافی است یادش بیاورید که آن روز سالگرد ازدواج شماست !! "ال شلاک"

- شوهرم گفت به فضای بیشتری احتیاج دارد، من هم او رابه بیرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم! "رز آنی"

- پرسش: وقتی شوهرت با عصبانیت از خانه بیرون می‌رود چه کار می‌کنی؟

پاسخ: در را پشت سرش می‌بندم! "آنجلا مارتین"

- مردها با یک بیماری وراثتی متولد میشوند. روانشناسان در تعریف این بیماری میگویند: ترس از اینکه اگر به زنی وابسته شوی، مرد مجردی در جای دیگری ممکن است از زندگی بیشتر از تو لذت ببرد! "دیو باری"

- مردها از صفت " جوان " برای زنهای زیر 18 سال و مردهای زیر 80 سال استفاده می‌کنند!! "نانسی لین دزموند"

- اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خیابان میبرد ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می‌برد و تمام مدت به زنی که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می‌شود!! "بالتیمور بیکن"

- فکر می‌کنید قبل از اینکه یک مرد اعتراف کند که گم شده است چند راه دیگر را باید بالا و پایین برود؟! "نویسنده ناشناس"

- تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامی 1 درصد باقی مانده می شوند! "نویسنده ناشناس"

- ما نقاط مشترک زیادی با هم داشتیم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!! " شلی وینترز"

- حرفی نیست که زنها کودن هستند، ولی آنها برای این، این طور آفریده شده اند که بتوانند با مردها برابری کنند!!! "جرج الیوت"

- شما خیلی مردهای باهوش را می‌شناسید که با زن‌های کودن ازدواج کرده اند، ولی هرگز زن باهوشی را پیدا نمی‌کنید که با مرد کودنی ازدواج کرده باشد! "اریکا جانگ"

- مردها دارای قوه بینایی هستند ولی زنها از بینش برخوردارند. "ویکتور هوگو"

- وقتی شما نشسته‌اید مردها و بچه‌ها فکر می‌کنند حتما منتظرید تا کسی کاری به شما بدهد تا برایش انجام بدهید!! "سرنا گری"

بازديد : 187 بار دسته بندي : مطالب خواندني اجتماعي جذاب نظر دهيد! [ ]


داستان با حال


داستان از این با حال تر خوندین؟؟؟؟؟؟؟؟



کار از کار گذشته بود

سمیه وسط کلاس مدنی ۳ بدون اختیار گوزیده بود


از اول کلاس تو دلش بادی جمع شده بود و نمی دونست چطور باید خالیش کنه

اما حالا خالی شده بود

عده ای تو بهت مطلق بودن و عده ای از خنده، روی زمین کلاس ولو شده بودن

سمیه با صورتی که مثل لبو شده بود، ناخن هاش رو به دسته چوبی صندلی

 فشار می داد

دلش می خواست زمین دهن باز کنه و درسته ببلعتش

استاد نمی دونست چی بگه. از طرفی می خواست توضیح بده که این یه امر طبیعی

 هستش و ممکنه برای هر کسی پیش بیاد و از طرفی تصور می کرد شاید با زدن این

حرف سمیه بیشتر کوچیک بشه

 کلاس تقریباً داشت ساکت می شد که یکی از پسر ها با زیرکی خاصی گفت:انصافاً

ناز نفست

کلاس دوباره منفجر شد

اینبار همه می خندیدن

استاد از کلاس بیرون رفت ؛ نمی تونست فضای اون کلاس رو تحمل کنه

سمیه بغضش ترکید و سرشو گذاشت روی دسته صندلی و شروع کرد گریه کردن

توان بیرون رفتن از کلاس رو هم نداشت

حتا دوستای صمیمی سمیه هم نمی تونستن بهش دلداری بدن چون اونها هم

 کنترل خودشون رو از دست داده بودن و می خندیدن

آخه صدای گوز سمیه صدای بدی داشت؛ هم بلند بود و هم صدای اعتراض داشت ...!!!

ناگهان صدای عرفان همه رو ساکت کرد

عرفان از جاش بلند شد

از همه بچه ها خواست که با دقت بهش نگاه کنن

حتا سمیه هم سرش رو بلند کرد و به عرفان خیره شد

عرفان دستهاش رو به صندلی فشار داد و شروع کرد زور زدن

دندونای بالاش رو به لب پایین فشار می داد

چند لحظه ای نگذشت که عرفان با صدای بلند گوزید و بعد رفت جلوی تخته و شروع

 کرد بندری رقصیدن

حالا همه چیز عوض شده بود

کسی دیگه به سمیه نمی خندید

همه بچه های کلاس به عرفان می خندیدند

سمیه هم همراه بچه ها می خندید، اما نه به اداهای عرفان

دلیل خنده سمیه این بود که آغاز عاشق شدنش با یه گوز بوده ... فقط با یه گوز


بازديد : 146 بار دسته بندي : مطالب خواندني داستان داستان طنز جذاب نظر دهيد! [ ]


مورد داشتیم


 

مورد داشتیم تو علایقش نوشته:
غذای مورد علاقه ام استیک آبدار با سس قارچ
به همراه ریزوتو و اسپاگتی بولونز و کمی مارتینی
بعد تو صف نذری به علت ازدحام جمعیت ،
قابلمه بغل دستیاش خورده تو سرش و رفته تو کما !

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم طرف تو گوشیش اسم مامانشُ “بیا خونه” سیو کرده

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم :
طرف قبل از اینکه بینیشو عمل کنه تو استخر کرال پشت میرفته ،
همه فرار کردن !
فک کردن کوسه داره میاد

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم رفته بودن تفریح بارون گرفته همه رفتن زیر کلیپس دختره …
میگن ۶نفر بودن که حتی یه ذره هم خیس نشدن

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد هم داشتیم:
طرف عینِ سگ از سوسک میترسه ، بعد رفته اژدها تاتو کرده

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم طرف تو پروفایلش زده بوده فرانسه زندگى مى کنه ،
بعدش تو دوشنبه بازار دیده شده

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم تو دانشگاه طرف امده میگه کتابارو کی میدن!!!!!!
بنده خدا تا سه روز دانشگاه نمیومد.دیگه خودتون تصور کنین ک بعد گفتن این جمله چی شد !

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیــم دختـره دوس پسـرشو بـا لـواشـک عوض کرده

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم پسره رو بعد بارون دوستاش نشناختن،
طفلی اون همه زحمت کشیده اسپری مو زده و کرم پودر و ریمل حالا مدل مو به کنار

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم زنه اومد تو کوچه هندونه به شرط چاقو بخره از وانتی ، یارو چاقو زده به هندونه میگه خوبه ؟
گفته خوبه ، از همین یه سالمشو بدین

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم یکی از دخترای دانشگاه «که نمیخوام اسمشو ببرم»
از یکی از دوستام «که اسم اونم نمیخوام ببرم» پرسید
سر این فلش مموری های USB اگه روش نباشه ویروسی میشه ؟؟؟
دوستم با خونسردی کامل گفت: ویروسی که نه ولی امکان داره اطلاعاتش بریزه بیرون !!!
دختره: واااااااااااااااااایییییی برم عکسامو جمع کنم

 

ff643 مورد داشتیم...(3)

طنز مورد داشتیم…

 

مورد داشتیم ازش پرسیدن قبل ازدواج تحقیق کردی؟ گفته آره هر کی باهاش بوده راضی بوده

بازديد : 76 بار دسته بندي : مطالب خواندني جك و طنز جذاب نظر دهيد! [ ]


ماجراهای جالب آقوی همساده


“عشق مادری!”


آقو ما بچه بودیم یه روز ننه مون مارو برد خرید،خواست یه آبمیوه گیری بخره 30تومن کم آورد چشمش خورد به ما بلندمون کرد گذاشتمون رو پیشخون مغازه به آقوی فروشنده گفت این بچه رو چند ورمیدارین!؟ آقوی فروشنده هم یه نیگا به ما انداخت گفت مدلش جدیده ولی کارکردش زیاده،دست چپش هم که رنگ داره،صندوق عقبش هم که جا باز کرده درش بسته نمیشه(که البته ای آخری تقصیر ما نبود،از فشار تحریمها بود!)…خلاصه 25تومن بیشتر قیمت گذاری نشدیم ننه مون نتونست آبمیوه گیریو بخر عصبانی شد وسط پاساژ افتاد رو ما به حد مرگ کتکمون زد بعدشم ولمون کرد رفت…

 

مام دیدیم گم شدیم یه پلیس دیدیم رفتیم بهش گفتیم “آقو پلیس مهربون…” ظاهراٌ طرف 4ماه بود حقوق نگرفته بود اعصابش خورد بود قبل اینکه جمله مون تموم شه با لگد زد تو سرمون 6متر پرت شدیم وسط خیابون 13تا ماشین از رومون رد شدن له له شدیم…بردنمون بیمارستان از شانس ما دکترای بیمارستان در اعتراض به عدم همکاری شرکتهای بیمه اعتصاب کرده بودن یه دامپزشک آوردن بالا سرمو، نمیدونیم با ما چیکار کرد که الآن 47ساله آدرنالین خونمون که میره بالا شروع میکنیم به پارس کردن! ها ها ها واق واق واق واق…!

 

بقیه در ادامه مطلب...

 

بازديد : 94 بار دسته بندي : مطالب خواندني داستان داستان طنز جذاب نظر دهيد! [ ]


کلنیک خدا


 

 به کلنیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم

 فهمیدم که بیمارم ...

 

 خدا فشار خونم را گرفت،

 

 معلوم شد که لطافتم پایین آمده است!

 

 زمانی که دمای بدنم را سنجید،

 

 دماسنج 40 درجه اظطراب را نشان داد.

 

 آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم

 

 تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

 

 و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند

 

 به بخش ارتوپدی رفتم،

 

 چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.

 

 بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

 

 فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم،

 

 چون  نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

 

 زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم،

 

 معلوم شد که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن میگوید نمی شنوم ...

 

 خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد،

 

 و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم

 

 از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده استفاده کنم :

 

 هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم.

 

 قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم.

 

 هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.

 

 زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم.

 

 و زمانی که به بستر میروم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.

 

 امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

 

 رنگین کمانی به ازای هر طوفان،

 

 لبخندی به ازای هر اشک،

 

 دوستی فداکار به ازای هر مشکل،

 

 نغمه ای شیرین به ازای هر آه،

 

 واجابتی نزدیک برای هر دعا.

 

 جمله نهایی:

 

 عیب کار اینجاست که من " آنچه هستم " با " آنچه باید باشم " اشتباه می کنم،

 

 خیال می کنم آنچه باید باشم هستم،

 

 در حالیکه آنچه هستم نباید باشم...

 

 

 

"زنده یاد احمد شاملو"

 

 

بازديد : 100 بار دسته بندي : مطالب خواندني داستان جذاب نظر دهيد! [ ]


عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس


از اوایل ماه سپتامبر، خبرگزاری های مختلف خبر از آمدن ورژن جدید گینس در این ماه را وعده می دادند.این انتظار زیاد طول نکشید و سرانجام مجموعه ای جدیدی از رکوردهای گینس نیز به ثبت رسید، منتهی این رکوردها منتسب به سال 2013 هستند.کسب رکوردهای گینس، همان انگیزه ای است که باعث می شود تا فرد، برای بدست آوردن این امتیاز، ماه ها و سالها زحمت بکشد.

البته گاهی نیز به طور اتفاقی و یا ژنتیکی و یا حتی بر حسب علاقه موجب می شود تا شما نامتان را در گینس ثبت کنید.این مجموعه رکوردها در هر سال به نام افراد ثبت شده و تا کس دیگری پیدا نشود و جایگزین آن نباشد، همچنان به نام همان افراد قبلی خواهد ماند.

از اوایل ماه سپتامبر، خبرگزاری های مختلف خبر از آمدن ورژن جدید گینس در این ماه را وعده می دادند.این انتظار زیاد طول نکشید و سرانجام مجموعه ای جدیدی از رکوردهای گینس نیز به ثبت رسید، منتهی این رکوردها منتسب به سال 2013 هستند.

با هم برخی از این رکوردها را می بینیم:

عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس

این زن ژاپنی مجموعه ای زیبا از عروسکهای کیتی دارد .تعداد این عروسکهای مختلف به 4.519 عدد می رسد که همین موجب ثبت نام این زن خانه دار چینی در کتاب ثبت رکورد گینس 2013 شده است.

عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس

جوهانا کواس، پیرزن 86 ساله ای است که اکنون در آلمان زندگی می کند و ملقب به پیرترین ژمیناستیک کار جهان است.او از سن 50 سالگی این حرفه را دنبال کرده و اولین مسابقه اش در سن 56 سالگی برگزار شده است

عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس

بزرگترین ساز درام دنیا در آمریکا توسط فردی آمریکایی تبار به نام مارک تمپراتو ساخته شده است.این درام از 340 قطعه ساخته شده است

عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس

اوکلاهما، نام بلندقدترین الاغ دنیاست که  155.45 سانتی متر قد دارد

عکس های جنجالی از ورژن جدید رکوردهای گینس

بزرگترین دوچرخه سواری دنیا به وزن 750 کیلوگرم توسط جوانی به نام ون دن بوش در هلند ساخته شده است.

 

بازديد : 289 بار دسته بندي : گالري عكس طنز شخصيت ها ساير مطالب خواندني بدانيد ! اجتماعي جذاب اخبار ساير اخبار اخبار جذاب نظر دهيد! [ ]


دو سیب


یک سیب حوارو زمینی کرد.یک سیب نیوتون را به عرش بورد.توکه دوسیب میکشی کجای قصه ای!

بازديد : 150 بار دسته بندي : اس ام اس اس ام اس ضد حال مطالب خواندني جك و طنز جذاب نظر دهيد! [ ]


رنگ خدا


ـ مامان! یه سوال بپرسم؟

 

زن کتابچه سفید را بست. آن را روی میز گذاشت : بپرس عزیزم .

 

- مامان خدا زرده ؟!!

 

زن سر جلو برد: چطور؟!

 

- آخه امروز نسرین سر کلاس می گفت خدا زرده ! 

 

- خوب تو بهش چی گفتی؟ 

 

- خوب، من بهش گفتم خدا زرد نیست. سفیده !!!

 

مکثی کرد: مامان، خدا سفیده؟ مگه نه؟

 

زن، چشم بست و سعی کرد آنچه دخترش پرسیده بود در ذهن مجسم کند. اما،

 

هجوم رنگ های مختلف به او اجازه نداد...

 

چشم باز کرد و گفت: نمی دونم دخترم. تو چطور فهمیدی سفیده؟

 

دخترک چشم روی هم گذاشت. دستانش را در هم قلاب کرد و لبخند زنان

 

گفت: آخه هروقت تو سیاهی به خدا فکر می کنم، یه نقطه سفید پیدا میشه...

 

زن به چشمان بی فروغ و نابینای دخترک نگاه کرد و دوباره چشم بر هم نهاد

 

و بی اختیار قطره ای اشک از گوشه چشمانش جاری شد. 

 

 

 

بازديد : 123 بار دسته بندي : مطالب خواندني داستان جذاب نظر دهيد! [ ]


زندگی


 

تاریخ تولدت مهم نیست،تاریخ تبلورت مهم است

 

اهل کجا بودنت مهم نیست،اهل و به جا بودنت مهم است

 

منطقه زندگیت مهم نیست،منطق زندگیت مهم است

 

گذشته زندگیت مهم نیست،امروزت مهم است که

 

چه گذشته ای برای فردایت بسازی

 

بازديد : 105 بار دسته بندي : مطالب خواندني داستان اجتماعي شعر جذاب نظر دهيد! [ ]


پسر همسایه


عاقا ما یه همسایه داشتیم پسرش 4 سالش بود هر وقت زنگ میزدی خونشون پسره گوشیو بر میداشت میگفتی مامانت هست؟میگفت حمومه .میگفتی بابات هست؟میگفت حمومه .حالا اصن باباش خونه نبود...بنده خدا مامانش مجبور بود بلافاصله زنگ بزنه بگه پسره دروغ گفته
مامانش ://
باباش ://
کسی که زنگ زده :>

بازديد : 115 بار دسته بندي : اس ام اس اس ام اس ضد حال مطالب خواندني جك و طنز داستان طنز جذاب نظر دهيد! [ ]


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • گیفت کارت پلی استیشن 100 دلاری

    فرش 1000 شانه

    قیمت پایان نامه

    گیفت کارت اسپاتیفای

    سرور اختصاصی

    تور آنتالیا

    چاپ کاتالوگ چاپ بروشور

    خرید وی پی ان

    خرید جم کلش رویال

    خرید جم کلش

    فروشگاه اینترنتی لباس

    دانلود آهنگ جدید شادمهر

    صرافی ایرانی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    دانلود مقاله فارسی

    طراحی سایت

    ثبت آگهی رایگان

    دانلود پروژه و پایان نامه

    دانلود فیلم

    درج آگهی رایگان

    تصفیه آب معصومی

    عکس نوشته عاشقانه

    خريد لباس مردانه و بچه گانه

    دانلود آهنگ جدید

    فراسیون

    تشک طبی

    تراکتور کمباین نیوهلند

    خرید اینترنتی لباس مردانه

    تور لحظه آخری

    تور کیش

    فروشگاه انلاین فایل

    هیتر

    هواساز

    خرید بک لینک












  • بک لينک بک لينک